تبليغاتX
تو هم میتونی...

تو هم میتونی...

از زمین خاکی تا اسمان ابی

پاراپسیکولوژی و تله پاتی

پاراپسیکولوژی یا فوق روانشناسی یک رشته از روانشناسی عمومی است و درباره رفتار و اعمالی که با قوانین روانشناسی روز تطبیق نمیکند ولی در هر حال شامل حقایقی روانشناسانه است بحث میکند. تله پاتی و پیشگویی و پسیکومتری و حس ششم وغیره از جمله این رشته روانشناسی است که با حواس پنج گانه انجام میگیرد.

یکی از مواردی که موجب انتقال فکر از راه دور یا انجام عمل ویزیون(دیدن) میشود وابستگی به جنبه عاطفی و محبت بشری است. به عبارت دیگر وجود احساس و عاطفه میتواند انگیزه انتقال فکر از راه دور باشد.چه بسیار پیامهای اسرار آمیزی که از راه دور به وسیله فکر مخابره میشود و معلوم میسازد که اساس آن بر محبت قرار دارد.

به هنگام بروز خطر یا درد و ناراحتی معمولا انسان به کسانی روی میاورد که یا به محبت و توجه شان نیاز دارد یا به حمایتشان.این یک مساله غریزی است و دانشمندان موفق به کشف موارد متعددی از این پیامهای اسرار آمیز شده اند.

پروفسور واسیلیف میگوید:پیامهای تله پاتی که مربوط به بروز واقعه ای است درست در همان زمانی که به وسیله فکر مخابره میگردد به وسیله طرف دیگر دریافت میشود.به عبارت دیگر در همان لحظه ای که یک حادثه غم انگیز روی میدهد شخصی که گرفتار آن حادثه است با مخابره پیام میتواند مشکل خود را با کسی که به او نیاز دارد در میان بگذارد.

یک مورد از وقایع تله پاتی که روزنامه های ایتالیایی آن را منتشر کردند بشرح زیر است:

یکی از زندانیان بازداشتگاه میلان با نگرانی نگهبانان را صدا کرده به آنان میگوید: جوانی قصد خود کشی دارد هر چه زودتر برای نجات او دست به کار شوید . نگهبانان که فکر میکنند او قصد شوخی دارد با خون سردی به حرفهای او گوش میدهند. اما زندانی که تونیو انجلی نام دارد برای آن که نگهبانان را متقاعد کند میگوید: دوست جوانم که از زندگی ناراضی است طی نامه ای برای من نوشته است قصد خود کشی دارد و در ساعت شش بعد از ظهر خودش را به زیر قطار خواهد انداخت . نگهبانان چون میبینند چیزی به ساعت شش نمانده موضوع را تلفنی به رییس استگاه را آهن اطلاع داده و درست ساعت شش که آن جوان قصد خود کشی داشت خود را در میان عده ای پلیس محصور میبیند.وقتی پلیس آن جوان را مورد باز جویی قرار میدهد وی اعتراف میکند که قصد خود کشی داشته اما متعجب است که پلیس چگونه از قصد او مطلع گشته .پلیس موضوع نامه را مطرح میکند و او در کمال حیرت میگوید: البته من با تونیو انجلی دوست صمیمی هستم ولی هرگز چنین نامهای برای او ننوشتم...   وقتی از تونیو انجلی در این مورد تحقیق شد وی گفت که همه چیز را از طریق ویزیون دیده است و چون نگهبانان حرف او را باور نمیکردند موضوع نامه را مطرح کرده.

دکتر جونز محقق امریکایی در مورد قدمت تاریخی تله پاتی میگوید: سومریها در دوران جوانی از قدرت تله پاتی کامل بر خوردار بودند.مردم سومر قوی و خوش بنیه بودند و قدرت انتقال فکر در آنها زمانی بیشتر تقویت میشد که جسم را به هم پیوند میدادند.یعنی ازدواج میکردند.

پروفسور تایلور نیز میگوید: مصریان قدیم که اغلب از راه صحرا با شتر های خود حرکت میکردند علاوه بر حرکت و نشانه کردن ستاره ها برای جهت یابی از تله پاتی نیز استفاده میکردند.مصریان عهد فراعنه در صحرا فکرشان را با افراد خانوادهشان مبادله میکردند و از حال یکدیگر با خبر میشدند.

وی همچنین میگوید : لاما های تبت نیز دارای قدرت پارانرمال بودند.تبتی ها به فرزندان خود انتقال فکر از راه دور را تعلیم میدادند. در واقع معلم هایی برای این کار وجود داشتند که روزی چند ساعت به شاگردان تعلیم میدادند. تمرینات تله پاتی ابتدا از فاصله ای مشخص مثلا از یک اتاق به اتاق دیگر صورت میگرفت و به اندازه که شاگرد قدرت تمرکز بیشتری می یافت فاصله دور تر میشد تا این که شاگرد چنان قدرت پیدا میکرد که میتوانست افکار خود را به مسافتی بسیار دور منتقل کند.

از مطالب گذشته به این نتیجه میرسیم که تله پاتی نیرو و قدرت مجهوله ایست که به وسیله آن میتوان از افکار و مقاصد دیگران چه از نزدیک و چه از دور مطلع شد.در ضمن همه قدرت و نیروی تله پاتی دارند منتها بسیاری افراد از وجود چنین نیرو در خود بی خبرندو لذا کمتر از آن  بهره گرفته میشود.همانطور که شخص با ورزش میتواند اندام خود را قوی نماید به همان طریق میتواند بتدریج با تمرینات مداوم نیروی تله پاتی را در خودش افزایش دهد.

برای تقویت و شکوفایی این نیرن روشهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها هیپنوتیزم می باشد.دراویش و مرتاضان اکثرا از طریق خود هیپنوتیزم به خلسه رفته حقایقی را کشف میکنند.

روش دیگر چشم دوختن به نقطه ای از دیوار است.بدین منظور می باید در اتاقی نیمه تاریک نشسته چشمان خود را به دیوار خاکستری رنگ که یک نقطه سفید رنگ در آن مشخص کرده باشید دوخته سعی کنید کمتر پلک بزنید.همین که نگاه کردن ادامه داشته باشد بتدریج چشمان شما خسته شده نقطه سفید به تاریکی گراییده کم کم ناپدید خواهد شد و در صورت ادامه عمل در مغز نیز عدم بینایی موقت ایجاد شده در همین هنگام خیالاتی به مغز شما هجوم خواهد آورد که همان تله پاتی است.یعنی اوهام و تصورات و خیالات واقعیات و حوادثی است که به وقوع می پیوندد و شما در آن حال از آنها مطلع گشته و ناظر بر آنها میشوید . البته برای موفقیت در این عمل باید تمرینات مداومی داشته باشید.

یک روش دیگر این است که دو نفر در مقابل هم در مکانی ساکت و خلوت بنشینند و بدون آن که به زبان اشاره صحبتی بکنند به نوبت هر یک کلمه یا اسمی را از طریق انتقال فکر بسوی دیگری ارسال کنند(اگر چشمهای هر دو نفر بسته باشد نتیجه بهتری میدهد).هنگامی که یکی مشغول انتقال فکر است دیگری باید تمامی افکار و تخیلات خود را از سر بدر کند و فقط منتظر دریافت و درک افکار او باشد.در صورتی که شخص گیرنده ضمیرش را از کلیه افکار و تخیلات تخلیه نماید و فقط مترصد دریافت باشد به ترتیب امواج ارسال شده در ذهن و فکر او خطور کرده و او آن را درک خواهد کرد.البته این عمل در ابتدا مشکل مینماید زیرا اشکال و عبارات بیشماری به ذهن گیرنده خطور خواهد کرد.

مهمترین شرط موفقیت در تمرینات تله پاتی تمرکز دقیق فکر است و هر چه تمرکز بهتر صورت گیرد قدرت امواج بیشتر خواهد بود ولی هر گاه افکار بدون تمرکز لازم ارسال شود در فضا مغلوب امواج دیگر شده از مسیر اصلی منحرف میشود.

+ نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت توسط نیلوفر |


·        دنیای ما همیشه زایده افکار ما بوده و این تفکر ما بوده که دنیای ما را آفریده.

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت توسط نیلوفر |